
من همونم که یه روز
میخواستم دریا بشم
میخواستم بزرگترین
دریای دنیا بشم ...!
حالا یه مرداب شدم

یه اسیر نیمه جون
یه طرف میرم تو خاک
یه طرف به آسمون..............!
۲۹
مرداد
۰۳
برچسب: نویسنده: کوروش شجاعی تاريخ: چهارشنبه 24 تير 1405 ساعت: 4:04

خراب شد تصویرش
حتی اگر خدا فرستد
بارانی اسیدی برای تطهیرش
برف و پاکی برای تشبیهش ...
محمد و عیسی ، برای تضمینش

یا که شیطان را ،،،، برای تقصیرش
تمام شد
خراب شد تصویرش ...
۱
۰۸
۰۳
برچسب: نویسنده: کوروش شجاعی تاريخ: چهارشنبه 24 تير 1405 ساعت: 4:04
چه دنیای عجیبیه ....!:) هیچ قاعده و قانونی ندارهتازه توی همین سن ها بودکه فهمیدملزوما جواب خوبیخوبی نیستویه پا وایسادم که نه مگه میشه ؟! یا فهمیدم چقدر ادما میتونن خودشون نباشن !نه یکی دو روزده یازده سال مثلا و چه بهای سنگین و سختیبرای برخی از درس هاباید تو زندگی بپردازی..چقدر درد باید بکشی! ادمای کم سن و سال ترو میبینمکه چه دیدگاه پر از امیدی به عشقوووساختن زندگیووووووووووووووپارتنراشون دارنجالبه ! حتی فکر میکنمبه طرز تهوع اوری جالبهکه من هنوزتوی این صفحه ی خراب شدهمینویسم:) شاید چون یکروز ا
برچسب: نویسنده: کوروش شجاعی تاريخ: چهارشنبه 24 تير 1405 ساعت: 4:04
برچسب: نویسنده: کوروش شجاعی تاريخ: چهارشنبه 24 تير 1405 ساعت: 4:04

بی تو نه امور این جهان لنگ شد
نه بین زمین و اسمان جنگ شد
نه کوه شده اب و
نه دریا شده خشک !

نه صدایم ناله ی غم
و بد اهنگ شد
و نه هرگز،
هرگز دل من برای تو تنگ شد !!
پاییز ۱۴۰۴
برچسب: نویسنده: کوروش شجاعی تاريخ: چهارشنبه 24 تير 1405 ساعت: 4:04
برچسب: نویسنده: کوروش شجاعی تاريخ: چهارشنبه 24 تير 1405 ساعت: 4:04